تبليغاتX
هوس سفر... - دستاوردهای یک انقلاب(2)
 
هوس سفر...
 
 
و مَن یُخرج مِن بیته مُهاجرآ الی الله و رسوله ثُم یُدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله...
 

بسم حق...

قسمت دوم:پس لرزه های زلزله ای عظیم:

در شماره گذشته به اینجا رسیدیم که انقلاب اسلامی برای جهان آن روز حرفی نو داشت.البته این بدان معنا نیست که ایدئولوژی تاره ای تولید شده، بلکه به دلیل اتفاقات روی داده درچند قرن اخیر دنیا جلوه متعالی و تکامل یافته دین الهی در نظر مردم دنیا رنگ باخته و حتی علمای مسلمان نیز باور خود را به اسلام به عنوان مکتبی جامعه ساز از دست داده بودند. در آن روزها حوزه های علمی به عنوان دانشگاه های جهان اسلام پر شده بود از مباحثاتی پیرامون احکام طهارت و نجاست. گویی که اسلام هیچ زمان وجهه ای اجتماعی نداشته است.* به همین دلیل امام سخن از دو اسلام به میان می آورد.اسلام ناب محمدی(ص) که گویی از عمق تاریخ پر افتخار مسلمین صدر اسلام جلوه گر شده بود و اسلام آمریکایی؛اسلامی طرفدار سرمایه داری،اسلام مستکبران،اسلام مرفهین بی درد،اسلام منافقان،اسلام راحت طلبان واسلام فرصت طلبان.**

و ازهمین روست که حضرت امام به هنگام نگارش کتاب حکومت اسلامی صفحه هایی را در اثبات این مسئله بدیهی که اصل حکومت اسلامی در اسلام وجود دارد می نویسند.

برای هرگونه قضاوت راجع به انقلاب باید مشخصات اسلام نابی که امام می فرمود را شناخت.اما پیش از آن نیاز به شناخت فضای آن روز جهان احساس می شود.چرا که اولا سخنان ایشان برای مردم همه دنیا بود و دوما اینکه می بینیم با انقلاب اسلامی حکومت های استکباری عالم احساس خطر کرده و پس لرزه های یک زلزله عظیم تاریخی را بر پیکر اجتماع خود حس می کردند.

در تمام کتب تاریخ تحلیلی صدر اسلام نیز پیش از بررسی اتفاقات پس از بعثت پیامبر اسلام نگاهی به عصر جاهلیت انداخته می شود.از دو جنبه می توان شباهت را میان این دو کار دید.اولا این که سخن امام خمینی به کلام خود ایشان اسلام ناب محمدی(ص) است؛و دوما اینکه وقتی بحث جامعه جهانی_یا حتی دهکده جهانی_ مطرح می شود آن گاه می توان نهضت ملت مسلمان ایران در مقابل مستکبرین جهان را با  انقلاب یاران حضرت رسول در مقابل اشراف قریش مقایسه کرد.

بررسی جهان پیش از انقلاب:

دنیا آن روز کاملا تحت سلطه سیاسی،اقتصادی و به خصوص فکری،فرهنگی غرب یا شرق بود.شاید به همین دلیل شهید مطهری به هنگام بررسی شعارهای انقلاب هنگام ذکر استقلال بر روی استقلال مکتبی تاکید خاص می کند و رمز بقای نظام  اسلامی را در حفظ همین استقلال مکتبی می داند.چرا که هنوز هم شاهدیم هر حرکت استقلال طلبانه ای خیلی زود حداقل در حوزه اندیشه و فکر استقلال خود را از دست می دهد و تحت تاثیر فرهنگ مهاجم غربی رنگ می بازد.***

و به قول شهید مطهری تنها راه مستقل ماندن یک مکتب انقلاب کننده داشتن جهان بینی الهی(اسلامی) به جای جهان بینی های غربی و شرقی است.*****

اما این جهان بینی شرقی و غربی چیست؟از ریشه های آن می توان به اومانیزم(انسان محوری) و ماده گرایی اشاره کرد. گویی تمام هم و غم مکاتب غربی و شرقی ساختن دنیایی بود که در آن انسان به عنوان محور عالم به راحتی بتواند به هر گونه کامجویی و لذت پرستی دست زده و فارغ از دنیای اطراف زندگی مرفه تر و منفعت محورتر بنا کند.***** طبیعی است که انسان در این نوع زندگی به دنبال نفی هرگونه وظیفه در تضاد با راحت طلبی خویش می باشد و وظایف دینی از همین جنس بوده اند.بنابراین در اولین گام سعی در نفی معاد،خدا و تثبیت ماده گرایی می نماید.اینچنین بود که ماتریالیزم به عنوان تفکری ضد الهی متولد شد و پای مکاتب همچون مارکسیزم را به عرصه زندگی بشر باز کرد.

اما مکاتبی از این جنس نه تنها مشکلات اجنماعی بشر را حل نکرد؛بلکه خلـا بزرگی در زندگی مردم شرق به وجود آورد که امام در نامه خود به گورباچف ظریفانه به آن اشاره می فرماید:

"جناب آقای گورباچف،برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد؛چرا که مارکسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست؛چرا که مکتبی است مادی،و با مادیت نمی توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت،که اساسی ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است،به در آورد."******  

این سرنوشت شرق پر ادعا بود؛اما برای بررسی غرب نیاز به بازگشت به زمانه ای عقب تر از تاریخ بشریت را داریم.                              

ادامه دارد...

پی نوشت:

*منظور نگارنده نقد به اسلام فقاهتی نیست که خود حضرت امام مقیدترین و مسلط ترین افراد بر احکام شرعی بودند؛بلکه نقدی است بر وضعیت آن روز حوزه علمیه که اسلام اجتماعی را فراموش کرده بود.برای شناخت بهتر وضعیت آن روز حوزه به کتاب حکومت اسلامی امام خمینی مراجعه کنید.

**پیام امام به مناسبت انتخابات مجلس سوم خطاب به ملت ایران در 11 فروردین 1367

***شاید نگرانی های رهبری در سال های آغازین پس از جنگ پیرامون تهاجم فرهنگی ناشی از همین نوع نگاه بوده است.

****به کتاب "آینده انقلاب اسلامی" شهید مطهری،گفتار "استقلال و آزادی" مراجعه کنید.

*****برای بازشناسی بهتر تمدن غرب به کتاب"مبانی توسعه و تمدن غرب" شهید آوینی رجوع کنید.

******پیام امام به گورباچف در  11 دی 1367.شاید جالب باشد که بدانید در خاطرات اعضای همراه برای بردن پیام آمده که در روزهای اولیه، این کار حضرت امام با تمسخر مسئولین شوروی روبرو شد و پس از چند وقت آنها اهمیت موضوع را درک کردند؛همچون برخورد پادشاهان در صدر اسلام با نمایندگان رسول الله(ص).
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 20:41  توسط محمد مهدی دادمان  | 
 
  بالا